|
|
|
|
|
بر منتظر همیشه حاضر صلوات گفتم: كه روی ماهت از من چرا نهان است؟ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 16 مرداد1388ساعت 8:21 توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
|
در انتظار رویت مائیم درخماری نه رخوت خماری، بل وجد و بی قراری آماده نبردیم بر ضد هر تباهی فرمان نمای صادر ای حجّت خدایی ای وارث محمد ای یادگار حیدر دانای قبر زهرا صاحب زمان کجایی چون مجتبی صبوری،همچون حسین قائم در سجده همچو سجاد، صاحب زمان کجایی درعلم همچو باقر،درصدق همچوصادق درکظم همچو موسی، صاحب زمان کجایی همچون رضا، رضایی،بروعده الهی همچون تقی به تقوا ، صاحب زمان کجایی همچون نقی توهادی،چون عسکری گرفتار در پرده های غیبت ، صاحب زمان کجایی مهرعلیست با تو،با توست تیغ حیدر شاه نسیم و طوفان، صاحب زمان کجایی دنیا اسیر گشته در بند ظلم و بیداد ای مصلح جهانی، صاحب زمان کجایی از ظلم و جور و ظالم دیگر اثر نماند روزی که بر سرآید این دوره جدایی مائیم وانتظارت،خواهیم از خدایت تعجیل در ظهورت،، صاحب زمان کجایی عهدی که با تو بستیم تا حشر هست با ما در قبر هم بگوییم، صاحب زمان کجایی یارب به حق زهرا،تعجیل کن در این امر باشد که بر سر آید این دوره جدائی |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 16 مرداد1388ساعت 8:9 توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
|
از جمله ایراداتی که به رییس جمهوری عزیز ایران صورت گرفت ، موضوع طرح هدفمند کردن یارانه ها و پرداخت نقدی یارانه ها و همچنین سهام عدالت بود . این طرح همچنان در مجلس در حال رسیدگی است . اگر تصویب شود بیانگر توافق دولت و مجلس بر آن است و اگر تصویب نشود ، مانند هزاران لایحه ای است که توسط دولت های مختلف به مجلس ارائه گردیده ولی از تصویب نمایندگان نگذشته است . شروع ماجرا از آقای هاشمی رفسنجانی آغاز شد و پس از آن افراد دیگر از جمله خانم عاتقه رجایی همسر شهید رجایی به مخالفت با آن پرداخت . ایشان چنین فرمودند : « شهید رجایی از گداپروری و اقتصاد صدقه ای بیزار بود » هر چند جناب آقای احمدی نژاد پاسخ مناسبی به این موضوع دادند اما جای چند سوال باقی میماند . اگر سهام عدالت و پرداخت نقدی یارانه ها گداپروری بدانیم در این صورت طرح شهید رجایی و ایجاد کمیته امداد امام خمینی (ره) و تحت پوشش قرار گرفتن هزاران نفر توسط آن و بهزیستی و بیمه همگانی آیا گداپروری نیست . آیا پرداخت یارانه به کالاهای اساسی شامل نان و بنزین و غیره آیا گداپروری نیست . آیا زمانی که دولت به اصطلاح اصلاحات در بدعتی ناحق بودجه هنگفتی را برای پروار نمودن احزاب و به قول خودشان توسعه سیاسی اختصاص داد و نتیجه آن ایجاد و گسترش احزاب خانوادگی و چند نفره برای بهره مندی از خوان گسترده بیت المال گردید ، گداپروری نیست ؟ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 8 خرداد1388ساعت 23:42 توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
کسی که بر من صلوات بفرستد ولی بر آل من صلوات نفرستد(صلوات ناقص) بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد. « پیامبر گرامی اسلام » برای سلامتی آقا امام زمان ((عج))و تعجیل در ظهور ایشان صلوات : اللهم صل علی محمد و آل محمد
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در جمعه 21 فروردین1388ساعت 19:0 توسط محمد
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
امروز جمعه است و متعلق به آقا امام زمان ( عج )
هذا يَومُ الْجُمُعَةِ وَ هَوُ يَومُكَ الْمُتَوَقَّعُ فيهِ ظُهُورُكَ وَ الْفَرَجُ فيهِ لِلْمُؤمِنينَ عَلى يَدِكَ و این تعلق از چند جهت است . اول اینکه ولادت آنحضرت در این روز بوده ثانیا ظهور شریف آنحضرت بنا بر روایاتی در این روز خواهد بود و حضرت در چنین روزی پاک کردن زمین را از لوث وجود ملحدین و کافرین و منافقین و جبارین آغاز می کند و با اظهار کلمه حق دل مومنین را روشن و شاد می کند |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 21 فروردین1388ساعت 18:23 توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
|
ابا صالح ابا صالح ابا صالح یا ابا صالح
ابا صالح ابا صالح ابا صالح یا ابا صالح ![]()
فضای این دل دیوانه گرفته بوی گل نرگس دلم نشسته چون پروانه در آرزوی گل نرگس سزد ز غصه بمیرم من ز درد و غربت و تنهایی همیشه ذکر فرج دارم ولی چرا تو نمی آیی ابا صالح ابا صالح ابا صالح یا ابا صالح ابا صالح ابا صالح ابا صالح یا ابا صالح ![]()
منم که زشت و سیه چهره تو در نهایت زیبایی منم فقیر فقیرانه تو در نهایت دارایی چه می شود بشود روزی سراغ خیمه سبز تو که روزی ام بشود روزی طعام خیمه سبز تو ابا صالح ابا صالح ابا صالح یا ابا صالح ابا صالح ابا صالح ابا صالح یا ابا صالح ![]()
دوباره پای گنه کارم به بزم عشقه تو وا گشته سرم به زیرو شکسته دل دو دیده دل پر ز حیا گشته ز قطره قطره اشک من ببین که بوی تو می آید دو دست خسته و لرزانم به سمت و سوی تو می آید ابا صالح ابا صالح ابا صالح یا ابا صالح ابا صالح ابا صالح ابا صالح یا ابا صالح |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 27 مرداد1387ساعت 10:52 توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
|
چه انتظار عجیبی
تو بین منتظران هم ، عزیز من چه غریبی عجیب تر که چه آسان ، نبودنت شده عادت چه بی خیال نشستیم نه کوششی نه وفایی فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 11 آبان1386ساعت 8:31 توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
|
كيستم من،مي كني گه ياد من،گه بسوزاني دل ناشاد من كيستم من،ساعتي با من خوشي،ساعتي با اَهْرِمَن كيستم من،كه تويي دركوي من، گاه خنجر مي كشي بر روي من كيستم من،گاه با ما دوستي ،گاه بنمائي، به اعداء دوستي كيستم من،قدر من نشناختي ،آمدي اندر حريمم تاختي كيستم من،مخفي و غربت منم،مصطفي و حيدر ِ زهرا، منم كيستم من،ياسين گلشن عترت منم،ساقي ميخانه ي غربت منم كيستم من،اي به حقم ناسپاس،با تواَم اي هميشه ناشناس كيستم من،بارها در غصه ام انداختي، بارها ديدي مرا نشناختي كيستم من،بارها ديدم ترا كردم سلام ،تو جواب من ندادي يك كلام كيستم من،بارها ديدم كه در هر انجمن،مست ِ اغياري و غافل تو ز من كيستم من،بارها ديدم گنه كاري ِتو ،گريه كردم بر تبه كاري ِتو كيستم من،بارها جايت خجل گرديده ام، شرمسار و منفعل گرديده ام كيستم من،بارها با هر گناه و هر بدي، آمدي بر روي من سيلي زدي كيستم من،بس كنم ديگر اين گفت وشنود، عقده بود و در گلويم مانده بود هر چه بود ايام آن دوران گذشت ، هر چه كردي ، هر چه بودي آن گذشت حال از نوع عمل آغاز كن،باب عشق ديگري آغاز كن عشق، عشق ِ يك سوي ِ،يقينْ،باطل بُوَد، اين دل ِ ما هم به تو مايل بُوَد ما به تو عشق و محبت داده ايم ،ما به تو شوق شهادت داده ايم ما به تو هجران و وصل آموختيم، ما قباي عشق بهرت دوختيم ما به قلبت مهر را انداختيم،در دلت شور و صفا انداختيم ما تو را اول صدايت كرده ايم، ما براي خود جدايت كرده ايم ما به نام خويش در بَسْتت زديم،داغ عشق خويش،بر دستت زديم ما تو را اين سو و آن سو مي بريم، ما تو را با هر بدي هم مي خريم ما به تو آخر سعادت مي دهيم، بهرِ تو از جام ِ شهادت مي دهيم اي عزيزم، ما كه هر كاري برايت مي كنيم،در قيامت كِي رهايت مي كنيم. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 28 اردیبهشت1386ساعت 18:48 توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 27 بهمن1385ساعت 22:35 توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 24 بهمن1385ساعت 23:46 توسط محمد
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
حضرت مهدی (علیه السلام)
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 24 بهمن1385ساعت 23:40 توسط محمد
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
السلام علیک یا ابا عبد الله
شیعتی مهما شربتم ماء عذب فاذکرونی |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 7 بهمن1385ساعت 17:50 توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
|
الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیر المومنین و لائمه علیهم السلام صاحب الامر مهدی آل محمد(ص) در دعای ندبه به بیان حقایق ولایت پرداخته اند و ضمن یادآوری عهدهای شکسته شده مردمان واقعه غدیر را به این نحو می فرمایند : وَقُلْتَ اِنَّما يُريدُاللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً ثُمَّ جَعَلْتَ اَجْرَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ مَوَدَّتَهُمْ فى كِتابِكَ
فَقُلْتَ قُلْ لااَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ اَجْراً اِلا الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبى وَقُلْتَ ما سَئَلْتُكُمْ مِنْ اَجْرٍ فَهُوَلَكُمْ وَقُلْتَ ما اَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ اَجْرٍ اِلاّ مَنْشاَّءَ اَنْ يَتَّخِذَ اِلى رَبِّهِ سَبيلاً و فرمودى : ((بگو من از شما براى رسالت مزدى نخواهم جز دوستى خويشانم )) و فرمودى : ((آنچه مزد از شما خواستم آن هم بسود شما است )) و فرمودى : ((من از شما براى رسالت مزدى نخواهم مگر كسى كه بخواهد بسوى پروردگار خويش راهى پيش گيرد)) فَكانُوا هُمُ السَّبيلَ اِلَيْكَ وَالْمَسْلَكَ اِلى رِضْوانِكَ فَلَمَّا انْقَضَتْ اَيّامُهُ اَقامَ وَلِيَّهُ عَلِىَّ بْنَ اَبيطالِبٍ صَلَواتُكَ عَلَيْهِما وَ آلِهِما هادِياً اِذْ كانَ هُوَ الْمُنْذِرَ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ و اينها بودند آن راه بسوى تو و طريقه سلوك بسوى خوشنوديت و چون روزگار آن حضرت سپرى شد برگماشت على بن ابيطالب را كه درودهاى تو بر هر دوى آنها و بر آلشان باد براى راهنمائى زيرا كه آن جناب بيم دهنده و راهنماى هر ملتى بود، فَقالَ وَالْمَلاَُ اَمامَهُ مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىُّ مَوْلاهُ اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ و در همين باره در برابر مردمى كه نزدش حاضربودند فرمود: هر كه من مولا و سرپرست اويم على مولا و سرپرست او است خدايا دوست دار هر كه دوستش دارد و دشمن دار هر كه دشمنش باشد و يارى كن هر كه ياريش كند و خوار كن هر كه دست از ياريش بردارد، وَقالَ مَنْ كُنْتُ اَ نَا نَبِيَّهُ فَعَلِىُّ اَميرُهُ و فرمود: هر كه من پيامبر او هستم على امير و فرمانرواى او است ، وَقالَ اَ نَا وَعَلِىُّ مِنْ شَجَرَةٍ واحِدَةٍ وَسائِرُالنّاسِ مِنْ شَجَرٍ شَتّى وَاَحَلَّهُ مَحَلَّ هارُونَ مِنْ مُوسى فَقال لَهُ اَنْتَ مِنّى بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسى اِلاّ اَنَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدى و فرمود: من و على هر دو از يك درخت هستيم و ساير مردم از درختهاى متفرقى هستند، و رتبه او را نسبت به خود چون رتبه هارون نسبت به موسى قرار داد و بدو فرمود: مقام تو در پيش من مانند مقام هارون است از موسى جز اينكه پيامبرى پس از من نيست وَزَوَّجَهُ ابْنَتَهُ سَيِّدَةَ نِساَّءِ الْعالَمينَ وَاَحَلَّ لَهُ مِنْ مَسْجِدِهِ ما حَلَّ لَهُ وَسَدَّ الاَْبْوابَ اِلاّ بابَهُ ثُمَّ اَوْدَعَهُ عِلْمَهُ وَحِكْمَتَهُ فَقالَ اَنَا مَدينَةُ الْعِلْمِ وَعَلِىُّ بابُها فَمَنْ اَرادَ الْمَدينَةَ وَالْحِكْمَةَ فَلْيَاْتِها مِنْ بابِها و تزويج كرد به او دخترش بانوى زنان جهانيان را وحلال كرد براى او از مسجدش آنچه براى خود او حلال بود، و ببست درهاى مسجد را جزدرخانه على را، سپس علم و حكمت خود را به او سپرد و فرمود: من شهر علمم و على دَرِ آن شهر است پس هر كه خواهد بدين شهر درآيد و حكمت خواهد بايد از دَرِ آن درآيد، ثُمَّ قالَ اَنْتَ اَخى وَوَصِيّى وَ وارِثى لَحْمُكَ مِنْ لَحْمى وَدَمُكَ مِنْ دَمى وَسِلْمُكَ سِلْمى وَحَرْبُكَ حَرْبى وَالاْيمانُ مُخالِطٌ لَحْمَكَ وَدَمَكَ كَما خالَطَ لَحْمى وَدَمى وَاَنْتَ غَداً عَلَى الْحَوْضِ خَليفَتى وَاَنْتَ تَقْضى دَيْنى وَتُنْجِزُ عِداتى وَشيعَتُكَ عَلى مَنابِرَ مِنْ نُورٍ مُبْيَضَّةً وُجُوهُهُمْ حَوْلى فِى الْجَنَّةِ وَهُمْ جيرانى سپس فرمود: توئى برادر من و وصى من و وارث من گوشتت از گوشت من و خونت از خون من است صلح تو صلح من و جنگ تو جنگ من است و ايمان با گوشت و خون تو آميخته شده چنانچه با گوشت و خون من آميخته و تو در فرداى محشر بر سر حوض (كوثر) جانشين منى و تو مى پردازى قرض مرا و وفا مى كنى به وعده هاى من و شيعيانت بر منبرهائى از نور با روهاى (نورانى و) سفيد در بهشت اطراف منند و آنها همسايگان منند وَلَوْلا اَنْتَ يا عَلِىُّ لَمْ يُعْرَفِ الْمُؤْمِنُونَ بَعْدى و اگر تو نبودى اى على مؤ منان پس از من شناخته نمى شدند، |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 18 دی1385ساعت 7:50 توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
|
تا صورت و پيوند جهان بود علی بود شاهی كه ولی بود و وصی بود علی بود هم آدم وهم شيث وهم ادريس هم الياس همموسیوهمعيسیوهمخضروهمايوب مسجود ملائك كه شد آدم ز علی شد خاتم كه در انگشت سليمان نبی بود آن شاه سرافراز كه اندر شب معراج آن كاشف قرآن كه خدا در همه قرآن آن قلعه گشائی كه در قلعهی خيبر آن گرد سرافراز كه اندر ره اسلام آن شير دلاور كه برای طمع نفس اين كفر نباشد سخن كفر نه اين است |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 17 دی1385ساعت 19:21 توسط محمد
|
|
||